
حماسه سياسي 24 خرداد 92 با حضور بيش از 72 درصد مردم کشورمان در پاي صندوقهاي رأي شکل گرفت و دشمنان انقلاب اسلامي را که راهبرد کاهش مشروعيت سياسي نظام اسلامي را با کاهش حضور مردم در عرصههاي سياسي و اجتماعي بهويژه انتخابات از طريق افزايش فشارهاي اقتصادي دنبال ميکرد، ناکام گذاشت.علاوه بر اين، حماسه مردم مسلمان ايران در انتخابات خرداد 1392 دستاوردهاي زيادي را در ابعاد داخلي و خارجي به همراه داشت که در ادامه به برخي از آنها اشاره ميگردد:
الف) دستاوردهاي انتخابات 92 در عرصه داخلي
1- تحقق حماسه سياسي و شکلگيري زمينه حماسه اقتصادي؛ رهبر معظم انقلاب با درک راهبرد غرب در اوضاع فعلي، از نخستين روز سال، نام شعار سال 92 را حماسه سياسي برگزيدند تا با استفاده از ظرفيت بزرگترين رخداد سال ، ضمن برملا ساختن اشتباه محاسباتي غرب در زمینه ميزان مشارکت مردم در پاي صندقهاي رأي، در واقع باطل السحر بافتههاي دشمنان انقلاب اسلامي را طراحي کنند و نقشه راه خود را برای حماسه اقتصادي طراحي کرده و به اجرا بگذارند. اميد است دولت آينده با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري بتواند از ظرفيت حداکثري منابع انساني و امکانات کشور در راستاي خلق حماسه اقتصادي موفقيتهاي لازم را کسب کند.
2- تحکيم ثبات سياسي و مردمسالاري ديني؛ يکي از مهمترين دستاوردهاي انتخابات 92 را بايد تجديد بيعت مردم با نظام اسلامي و نمايش بصيرت سياسي مردم مسلمان ايران به جهانيان دانست. مردم بصير ايران با حضور حداکثري و خلق حماسه سياسي، بار ديگر نشان دادند که الگوی تصميمگيريشان بر مباني ديني و معنوي استوار شده و با اعلام پشتيباني مجدد خود از نظام اسلامي، پايههاي مردمسالاري ديني را در کشور استحکام بخشيدند و ثبات سياسي را با افزايش مشروعيت سياسي نظام در اوضاع تهديد اقتصادي تضمين کردند.
3- شکست راهبرد کاهش مشروعيت سياسي نظام از طريق ناکارآمدي؛ يکي از ابعاد مقابله هوشمندانه کاخ سفيد با جمهوري اسلامي ايران، سياست کاهش مشروعيت سياسي از طريق بحران ناکارآمدي و ايجاد تنگناهاي اقتصادي براي اوضاع فعلي است. سياستمداران آمريکايي چنين تصور ميکردند که تشديد فشارهاي اقتصادي در اوضاع فعلي، نخستين اثر و بروز خود را در تعداد مشارکتکنندگان انتخابات 92 نشان خواهد داد؛ اما حضور بيش از 72 درصد مردم در پاي صندوقهاي رأي به نسبت آخرين انتخابات پيش از تحريمها که مشارکت 65 درصدي را در پيداشت، بيانگر ناکارآمدي اين راهبرد غرب در قبال نظام اسلامي است.
شکست طرح کاهش مشروعيت سياسي نظام بهاندازهاي واضح و آشکار بود که پایگاههاي ضد انقلابي نيز به آن اعتراف کردند. چنانچه پایگاه گويانيوز در مطلبي با عنوان «رهبر هوشمند ايران بزرگترين برنده انتخابات» نوشت: «نظام جمهوري اسلامي برنده انتخابات بود. برگزاري انتخاباتي سالم و بيمسئله که همه جناحها نسبت به سلامت آن معترفند، نهتنها بار ديگر اعتماد مردم به نهاد انتخابات در جمهوري اسلامي را احيا کرد؛ بلکه بر ذخيره مشروعيت دموکراتيک نظام جمهوري اسلامي به نحو محسوس و کمسابقه افزود. اين انتخابات شکست مطلق پروژه مشروعيتزدايي از جمهوري اسلامي بود.»
4- اثبات پايبندي نظام اسلامي به خواست مردم باوجود ادعاهاي غرب؛ گسترانيدن سفره انتخاباتي بدون حضور هيچ نامزدي از سوي نظام، يکي از نشانههاي واقعي بودن مردمسالاري ديني در نظام اسلامي است. نظام اسلامي با وجود همه ادعاهاي واهي رسانههاي تبليغاتي دشمنان خارجي و تريبونهاي نزديک به آنها در داخل ثابت کرده است به نتيجه انتخابات پايبند است و خواست مردم را هر آنچه که باشد، پذيراست. اين در حالي است که ادعاي مهندسي بودن و غيراستاندارد بودن انتخابات در ايران و تلاش براي غير آزاد خواندن نظام انتخاباتي ايران بارها و بارها در چند ماهه اخير تکرار شده بود؛ اما نظام اسلامي نشان داد به اذعان دوست و دشمن يکي از دموکراتيکترين انتخاباتهاي دنيا را برگزار کرده و به مردم خود بهعنوان تعيينکنندگان اصلي سرنوشت کشور اعتماد لازم را دارد.
5- تثبيت پايبندي مردم به نظام اسلامي ضمن تغيير وضع موجود: نتيجه انتخابات نشان داد که مردم مسلمان ايران هر چند سال يکبار با حضور ميليوني خود، به حفظ نظام اسلامي کمک کرده و در عين حال، خواست خود برای تغيير وضع موجود را دنبال ميکنند. اينکه وضعیت کنوني مطلوب مردم نبود و امکان تغيير وضع موجود با رويکرد به يک نامزد فراهم بوده، براي اغلب تحليلگران سياسي قابل پيشبيني بوده و کمتر کسي باور داشت که مردم به نامزدهاي تداومبخش وضعيت فعلي اقبال نشان دهند و در نهايت پيروز اين رقابت کسي نبود مگر فردي که احتمال بيشترين تغيير را براي اذهان عمومي تداعي ميکرد.
6- بطلان عملي کاهش اعتماد عمومي به نظام از سوي مدعيان تقلب؛ يک دستاورد بزرگ انتخابات اخير که نخستين انتخابات رياستجمهوري پس از فتنه 88 بود، نشان دادن واهي بودن اتهام تقلب و اعتماد عمومي به سازوکارهاي انتخاباتي نظام جمهوري اسلامي ايران است. حضور برخي از نظریهسازان تقلب در پاي صندوقهاي رأي در واقع فرياد بلند ندامت سران فتنه از بي پايه و اساس بودن سناريوي تقلب و کاهش اعتماد عمومي محسوب ميگردد.
7- جداشدن جريان فتنه از جريان اصلاحات؛ اقبال عمومي به شعار اعتدال در واقع آغازي بر پايان افراطگرايي مدعيان اصلاحاتي بود که در جريان فتنه 88 برای براندازي نظام اسلامي از هيچ اقدامي فروگذار نکردند. ملت مسلمان ايران در جريان انتخابات اخير با اقبال به گفتمان اعتدال، مشت محکمي بر چالشگران مباني ديني و انقلابي نظام اسلامي زدند و اين جراحي بزرگ، خواست رهبري نظام بود که ميان فتنهگران و اصلاحطلبان معتدل و معتقد به اصول و ارکان حاکميت اسلام ، خطوط فاصل رعايت شود که اين تفکيکسازي بدون هزينه، هوشمندانه و مقتدرانه صورت گرفت و دست فتنهگران براي هميشه از عرصه مديريتي نظام، کوتاه شد.
8- بهرهمندي از برکات اجراي صحيح قانون؛ رعايت مر قانون از سوي ناظران، مجريان و نامزدهاي انتخاباتي نشان داد که اجراي قانون ميتواند هزينههاي بيهوده را کاهش دهد و نمادي از دستاوردهاي پايبندي به قانون را به نمايش درآورد؛ از اين رو، يکي از دستاوردهاي انتخابات 24 خرداد را ميتوان تثبيت نظام انتخاباتي مشروط به رعايت آن در وهله احراز صلاحيت ها، تمکين به تشخيص شوراي نگهبان، پذيرش نتيجه انتخابات و محترم شمردن خواست مردم از سوي رقباي انتخاباتي دانست.
9- برگزاري انتخابات با تبليغات کمهزينه؛ يکي از دستاوردهاي انتخابات اخير را ميتوان کاهش چشمگير هزينههاي تبليغاتي نامزدها دانست که اين امکان با عنايت به ميدانداري رسانه ملي تحقق يافت. اين موفقيت ضمن کمک مالي به رقباي انتخاباتي و حاميان آنها و حفظ سرمايه ملي، هم به شناخت مردم مدد رساند و هم ملاکي ارزشمند را در اختيار مردم قرار داد تا ريختوپاش و اسراف در هزينههاي تبليغاتي را دليلي بر محبوبيت يک نامزد ندانند و بلکه آن را منفي تلقي ميکنند. با عنايت به تذکر مقام معظم رهبري و بيان اين مسئله به عنوان يکي از دغدغههاي خويش، به نظر ميرسد ميتوان اين رويه را به شکل جدي تري در انتخاباتهاي بعدي دنبال کرد.
10- بطلان عملي دسته بندي جريانهاي سياسي به چپ و راست؛ از منظر جريانشناسي، رويکرد مردم در اين انتخابات به فردي که خود را مستقل معرفي کرده بود و ضمن وابستگي به جامعه روحانيت مبارز تهران، مورد حمايت اصلاح طلبان معتدل و ميانه قرار داشت، بيانگر غلط بودن تقسيم بندي جريانهاي سياسي به راست و چپ است. چرا که نه راست ها محافظهکارند و نه چپ ها افرادي فاقد اصول هستند و مشکل از همان روزي آغاز شد که عده اي خود را چپ ناميدند و طرف مقابل را راست؛ تا خود را مترقي نشان دهند و آنها را واپسگرا و متأسفانه عده اي اين تقسيم بندي را پذيرفتند.
پذيرش اين دسته بندي غير واقعي در جريان چپ مذهبي، سبب انحراف در مسير آرمانهاي انقلاب گرديد که برخي از چهرههاي شاخص آن، رسماً خود را تجديدنظرطلب ناميدند و در اين طرف هم عده اي براي فرار از انگ محافظهکاري، بارها دست به تحرکاتي تحت عنوان جريان سوم زدند. اولين ضربه اين تفکر به بدنه راستگراها در سال 75 صورت گرفت که عدهاي خود را در جمعيت دفاع از ارزشها قرار دادند و آيتالله ريشهري را در مقابل خاتمي و ناطق مطرح کردند. حرکتي که نتيجه قطعي آن، شکست اين جريان بود.وقتي اصلاح طلبان پيروز شدند و اصول انقلاب را به حراج گذاشتند، برخي گفتمان اصولگرايي را پيش کشيدند و وارد عرصه قدرت شدند. با وصل کردن اصولگرايان به راست، مجدداً مشکل محافظه کاري گريبانگير اين جريان شد. عدهاي مثل دولت، رسماً از پذيرش عنوان اصولگرا خودداري کردند و برخي ديگر هم تلاش کردند تا خود را حداقل اصولگراي اصلاحطلب بنامند. در اين ميانه اما عدهاي خود را اصولگرا تر از دیگران وصف کردند و راهي جدا در پيش گرفتند و هرچه به جلو رفتند، کمتر نتيجه گرفتند. اين در حالي بود که هم به گفتمان اصولگرايي لطماتي جبرانناپذير زدند و هم هزينههايي را به نظام تحميل کردند.
ب) دستاوردهاي انتخابات در عرصه منطقهاي و بينالمللي
1- نوميدي سياستمداران غرب از تأثير تحريمهاي اقتصادي؛ مشارکت بالاي مردم در انتخابات 24 خرداد اين پيام آشکار را به تحليلگران غربي مخابره کرد که سرمايه گذاري آنها برای تشديد فشارهاي اقتصادي با بنبست عملي مواجه شده و تأثير محسوسي در عزم ملت ايران جهت پيشبرد مقاصد سياسي بهويژه سياست هستهاي نداشته و نخواهد داشت. عقلاي غرب از جمعه حماسي 24 خرداد دريافتند بايد آبرومندانه به فکر تغيير ادبيات خود در برابر اراده ملت ايران باشند و تسليم خواست ملت بزرگ ايران شوند.
2- شکست غرب در ايجاد گفتمان کاذب رابطه با آمريکا؛ يکي از اهداف آمريکا از تشديد فشارهاي به اصطلاح فلجکننده عليه کشورمان، وادار ساختن مردم ايران به سوق دادن تصميمسازان نظام اسلامي به پاي ميز مذاکره با آمريکا بود. آنها در صدد بودند تا با ايجاد گفتمان کاذب مذاکره- عدم مذاکره به وزن کشي هواداران مذاکره بپردازند و به استناد آرا��ي که از نظر آنها خواستار مذاکره هستند، به طرح مطالبات خويش اقدام کرده، آن را مبتني بر خواست عمومي ملت وانمود کنند. اما لبيک ملي به خواست رهبري نظام و حضور در پاي صندوقهاي رأي مانع از شکل گيري اين گفتمان گرديد و مهار سياست خارجي در دستان ولايت فقيه، بطلان اين سياست شوم را به نمايش گذاشت.
3- ناکامي غرب در اجراي طرح بيثباتسازي سياسي در ايران؛ از جمله اهداف آشکار آمريکا و غرب در جريان برگزاري انتخابات 92 ، تلاش براي بي ثبات سازي سياسي از طريق ايجاد تنش و چالش سياسي و امنيتي بود که در راستاي عملياتي کردن آن، مراحل هفتگانه انتخابات هدفگذاري شد و براي هر مرحله برنامه خاصي طراحي شده که با درايت و اقتدار نظام، کليه تنشهاي احتمالي برطرف شد و انتخاباتي با ضريب امنيتي بالا و به دور از هر گونه خلأ امنيتي برگزار گرديد.
4- اثبات واهي بودن اتهامات غرب درباره غيردموکراتيک بودن انتخابات؛ دستگاه تبليغاتي غرب که از مدت ها پيش از انتخابات با طرح استانداردسازي انتخابات در ايران، سعي داشت نظام انتخاباتي کشورمان را زیر سؤال ببرد و موضوع « انتخابات آزاد» به عنوان رويکرد محافل اپوزيسيوني نظام در قبال انتخابات خرداد 92 اتخاذ گرديد، با مشاهده نتيجه انتخابات، متوجه خطاي تکراري خود درباره جمهوري اسلامي شد و اشتباه محاسباتي ديگري را در کارنامه خود به ثبت رساند؛ اشتباهي که متأسفانه به عنوان يک سياست در دستور کار برخي از گروهها و چهرههاي سياسي داخل کشورمان هم قرار گرفته بود و اگر ارشادات و هشدار قاطعانه رهبر معظم انقلاب نبود، بسياري از کساني که امروز با خرسندي از نتيجه انتخابات، آن را دموکراتيکترين انتخاباتهاي دنيا ميخوانند، در دام اين سياست رسانهاي غرب و ضد انقلاب گرفتار ميشدند.
5- کاهش تنش در روابط خارجي؛ شعار اعتدالگرايي نامزد پيروز انتخابات از منظر تحليلگران غرب کاهش تنش در سياست خارجي را در پي خواهد داشت که بهنوعي متفاوت از مشي دولت دهم خواهد بود. اين تحليل اگرچه به همان اندازه غلط تلقي ميشود که سياست خارجي دولت دهم را تندرو ميخواند و هرگونه تغييري خارج از اصل عزت، حکمت و مصلحت در اين عرصه، صرفاً گمانهزني ذهن تحليل گران خواهد بود با اين حال، رويکرد جديد غرب در قبال دولت آينده را ميتوان نوعي فرصت تلقي کرد تا خود در صحنه عمل به اشتباه خويش محاسباتي خويش پي ببرند.
6- نااميدي غرب در تغيير سياست هستهاي؛ مقامات کاخ سفيد گمان میکردند که مردم ايران سياستی متفاوت با گذشته اتخاذ خواهند کرد و با ربط دادن مشکلات معيشتي خود به موضوع تحريم ها، به فردي راي خواهند داد که مخالف تداوم سياست فعلي نظام در موضوع مذاکرات 5+1 باشد. لکن انتخاب مردم، فردي بود که تصريح دارد زمان تعويق و تعليق سياست هسته اي به سر رسيده و به چرخش همزمان اقتصاد و سانتريفیوژها اعتقاد دارد.
7- تثبيت نقش الگويي کشورمان براي کشورهاي جهان اسلام؛ از جمله اهداف غرب در وضعیت فعلي که کشورهاي جهان اسلام در دنياي بيداري اسلامي به سوي کاهش پايگاههاي آمريکا در منطقه گام بر ميدارد، کمرنگ کردن نقش الگويي جمهوري اسلامي به عنوان مرکزيت الهامبخش اين بيداري، ميتوانست تأثير معکوسي بر روند آن داشته باشد. لکن شکستناپذيري و حضور پررنگ مردم در خلق حماسه سياسي و اطاعت از ولي فقيه ميتواند تأثير تشديدکننده بر فرايند بيداري اسلامي داشته باشد و صحنه جديدي از محصول حضور ميليوني مسلمانان در عرصه سياسي و پايبندي به محوريت رهبري را به نمايش درآورد. با توجه به اصل خلأ الگوي مردمسالاري ديني در نظام جهاني، روند بالنده نظام اسلامي و تجديد حيات آن در هر عرصه سياسي ميتواند الگوي الهامبخشي براي خيزش مسلمانان عليه طاغوتهای منطقه باشد.
8- تقويت جبهه مقاومت و تسريع در روند پيروزي مردم سوريه؛ در شرايطي که غرب به يمن ميدانداري برخي از نظامهاي سکولار منطقه، اوضاع سياسي را در آستانه بحران امنيتي و نظامي قرار داده و قصد دارد از طريق گروههاي تروريستي کشورهاي اسلامي را وارد جنگي ايدئولوژيک کند، يکي از دستاوردهاي بارز حماسه سياسي مردم ايران تقويت جبهه مقاومت و ايستادگي مردم سوريه در مقابل گروههاي تروريستي، مزدور غرب است. اين در حالي است که دستگاه رسانهاي غرب بهصراحت پيروزي احتمالي برخي از کانديداها در جمهوري اسلامي ايران را مقدمه سقوط دولت سوريه عنوان کرده بود و قصد داشت در روندی معکوس، از انتخابات برای آمادهسازي افکار عمومي عليه اسد بهرهبرداري را کند؛ لکن نتايج انتخابات 92 اين توطئه شوم را برملا ساخت و موجبات تقويت جبهه مقاومت و تسريع در روند مردم سوريه را فراهم کرد.
9- شادي دوستان و ناکامي دشمنان انقلاب اسلامي در منطقه؛ در شرايطي که اغلب نظامهاي سياسي جنوبشرق آسيا درگير مسائل امنيتي و ناامنيهاي ناشي از فعاليتهاي خرابکارانه گروههاي تروريستي نزديک به غرب هستند، حضور حماسي مردم، پايههاي امنيت منطقه اي نظام را افزايش داد و دلگرمي دولتهاي بدخواه ملت ايران در سطح منطقه به بروز چالش سياسي – امنيتي و تکرار فتنه را خاتمه بخشيد.
حسین عبداللهی فر
نظرات